روستاي باستاني کاريان
موقعيّت جغرافيايي :
روستاي کاريان ,بخش جويم ,شهرستان لار ,استان فارس .
طول جغرافيايي"32 ٌ53 ,عرض جغرافيايي "09 ٌ28 ,ارتفاع م 825 متر.
ميانکوهي ,معتدل خشک ,در 60 ک م جنوب باختري جويم .
کوه سياه (هرم) در 2 ک م جنوب باختري و قلّه کلات گرد در 1 ک م جنوب خاوري روستا.
درهّ اشتردون در 1 ک م جنوب ابادي است .
غار اشکفت سياه در 2 ک م جنوب خاوري وچراگاه دشت گور در 6 ک م جنوب روستا.
خلاصه اي از تاريخ کهن کاريان
قديمي ترين شهرهاي ايران در بخش جويم واقع شده اند.کاريان با بيش از دو هزار سال سابقه تاريخي, جويم با بيش از هزار و سيصد سال سابقه تاريخي, لاغران با بيش از هشتصد سال سابقه,هرم,بنارويه, شرفويه,بهرويه,حسن آبادو دامچه هر کدام با حدود چهارصد سال سابقه از مشهورترين شهرهاي بخش جويم به شمار مي روند که تمامي اين سوابق متکّي ومستند به مدارک و قراين و شواهد تاريخي ميباشد.
کاريان بيش از 2000 سال سابقه تاريخي دارد.اين شهردرعصر ساساني يکي ازبزرگترين مراکز ديني و مقدّس ترين امکنه مذهبي ومحل تجمّع علماي زرتشت بوده است وهرساله سيل انبوه پيروان آئين مجوس براي زيارت از سراسر کشور به اين شهر هجوم مي آورده اند .
<آتشکده بزرگ و پر شکوه "آذر فرنبغ " که آتش پيشوايان و بخردان و دانايان بوده است از خوارزم به کاريان لارستان آورده شده است که مورد تعظيم و تکريم همه اقوام ايراني دنياي قديم بوده ودشت کاريان وجلگه آن را به همين سبب سرزمين آباد و پرجنب وخروش وقدّوسي وطاهر وپر فضيلت و پرمايه ساخته بوده است, انگونه که شاهنشاه ساساني خود براي زيارت آين آتشکده بزرگ به اين سرزمين مي آمده و خداوند بزرگ را در اين جايگاه نماز ميگذارده است.>
"پاول شواتس" مستشرق الماني ( زنده 1934م ) در اثر پر ارزش خود "جغرافياي تاريخي فارس" مي نويسد:
< مقدسي در ذيل توابع ولايت اردشيرخرّه از کرکم و کاريان هم نام مي برد. کاريان را وي چنين وصف مي کند : کوچک است ,ولي به هر حال بخش تابع آن آباد است. در آن جا آتشکده اي است که زرتشتيان آن را سخت گرامي ميدارند و از آن آتش به اطراف و اکناف مي برند.
وضع و موقع اين نقطه از فهرست توقّف گاههاي بين دارابگرد و سيراف که مقدسي به دست داده روشن مي شود. بر طبق آن فهرست تا جويم ابي احمد(امروز:Juwum) يک روز سفر در جهت سيراف فاصله داشته است. در باره آتش مقدّس کاريان" ابن الفقيه " مي گويد :
آنچه مربوط است به آتش جمّ الشيذ يعني آذرخرّه بايد گفت که (در اصل) در خوارزم بوده, بعد انوشيروان آن را به کاريان منتقل کرده است. هنگامي که بعدها عربها به قدرت رسيدند, زرتشتيان از اين ميترسيد ند که مبادا آتش خاموش شود. پس آن را قسمت کردند-قسمتي از آز ان در کاريان ماند و قسمت ديگر به فسا آورده شد آن هم به اين سبب که اگر آتش در يک قسمت خاموش شد , در قسمت ديگر فروزان بماند.
"اصطخري" در جزء قلاع غير قابل تسخير فارس قلعه کاريان را بر فراز جبل طين ذکر مي کند >
كوه ها :
کاريان از سه طرف توسط کوهها محاصره شده است. 1- کوه شاه نشين که در جنوب غربي جويم واقع شده ,قلّه آن 1718 متر ارتفاع دارد و روستاهاي کاريان , جلال آباد ,لاغران وبلغان در پائين دست آن جاي گرفته اند. کوه مزبور از مشرق به کوه سياه متصل و تواءما" رشته کوهي به طول 28 وعرض حدود 3 تا 4 کيلو متر تشکيل مي دهد دهستانهاي بنارويه و بيد شهر را از هم جدا مي سازد.
2 _ کوه طين که روستاي کاريان در دامنه آن قرار گرفته است . در گذشته هاي بسيار دور اين کوه سرشار از انجير بوده و آتشکده آذر فرنبغ کاريان در دامنه و قلعه مستحکم شهر کاريان مربوط به قبل از اسلام , بر فراز اين که جاي داشته است .
قلعه ها :
از معتبر ترين آثار باستاني روستاي کاريان قلعه هاي تاريخي آن مي باشد که هريک از آن عبق روزگاري دراز را در خود جاي داده است. اين قلعه ها عبارتند از :
1- قلعه شاه نشين : بر فراز کوهي مشرف بر شهر کاريان , آثار قلعه اي گسترده و سوق الجيشي موسوم به "قلعه شاه نشين" موجود است . بقاياي چندين بناي طاق دار و نيز تعدادي چاه و برکه که در دل سنگهاي کوه حفر شده, هم اينک قابل روءيت است. بسياري از مورّخين و جغرافي نويسان مسلمان در آثار خويش اين قلعه تاريخي را متعلّق به عصر ساساني توصيف نموده و از استحکام و تسخير ناپذيري آن سخن گفته اند.
پاول شواتس(زنده در سال 1934 م) در باره قلعه کاريان مي نويسد :
«اصطخري در جزء قلاع غير قابل تسخير فارس قلعه کاريان را بر فراز جبل طين ذکر ميکند .....»
ابوالقاسم بن احمد جيهاني در کتاب"اشکال العالم" قلعه کاريان را يکي از پنج قلعه فارس ميداند که هيچ کس به قهر و جنگ نتوانسته اين قلعه ها را بگيرد .وي مي نويسد :
«مي گويند در فارس زيادت پانصد قلعه است بر کوه نزديک شهره , و شرح آن نتوان داد جز در ديوانهاي
فارس. اکنون بعضي را که موءلّف کتاب دانسته است شرح ميدهد . و اين قلعه کوه ها را هيچکس به قهر و جنگ نگرفته است. از آن جمله... قلعه کاريان که بر کوه نرم است.محمّد بن واصل باجمله حشم خويش قصد آن کرد و احمد بن الحسن الازدي آنرا نگاه داشت .»
جارود العبدي در سال 22 هجري در عقبه همين قلعه به شهادت رسيد.
عبداللّه بن عامر در سال 29 هجري اين قلعه را به مصالحه فتح نمود.
عبداللّه بن ابي بکره در سال 38 هجري اين قلعه را به قهر تصرّف کرد.
محمّد بن واصل در سال 256 هجري با جملهء لشکريان اين قلعه را محاصره نمود, امّا کاري از پيش نبرد و نتوانست آنجا را فتح نمايد.
عمروبن ليث در سال 265 هجري قلعه کاريان را به محاصره در آورد لکن از تسخير آ ن عاجز آمد.
به گفته اهالي در سده هاي نخستين هجري مير ابوشهداء با دوازده هزار نيروي نظامي به قصد تسخير اين قلعه در دامنه کوه طين فرود آمد. هنگامي که ميرابوشهداء و پيروانش در حال نماز بوده اند, قارون شاه حاکم کاريان بطور ناگهاني و از جايي نامعلوم بر آنها يورش مي آورد و طي اين تهاجم بسياري از ياران ميرابوشهدا و سراجام خود ايشان به شهادت مي رسد. چهل دختر که در همان محل در حال نماز بوده اند, به حکم الهي در زمين فرو رفته و غيب مي شوند. اکنون آن جايگاه در جوار مقبره مير ابو شهدا موجود و به"مقابرچهل دختران" موسوم است .
چند روز بعد از اين ماجرا شاه حاجات برادر شاه چراغ به مصاف شاه قارون مي آيد و پس از نبردي سنگين او را شکست داده و قلعه و شهر را متصرّف مي شود.
2 – قلعه گلي : در جوار آتشکده کاريان قلعه اي پهناور داراي برج و باروهاي مرتفع و مستحکم وجود دارد که اهالي محل آن را« قلعه گلي » مي نامند. از چهار برج و بارو,اطاقهاي سنگي بسيار,چندين چاه و يک دروازه بزرگ تشکيل شده است.
استحکام و رفعت و تسخير ناپذيري اين قلعه از آثار باقيماندهءموجود به خوبي هويداست. قرابت مکاني آن با آتشکده ودر عين حال عد م برخورداري از يک موقعيّت مناسب جغرافيايي, سوق الجيشي(يعني زميني بودن) ميتواند نماينگر روابط متقابل اين دو مکان از جنبه هاي مختلف نظامي و سياسي باشد.
آتشکده کاريان :
آتشکده آذرفرنبغ کاريان يکي از سه آتشکده بزرگ ايران مربوط به دوره هاي قبل از اسلام است.
هم اينک قسمتي از آثار ديوارهاي اين آتشکده و کل مجموعه به صورت تپّه اي از خاک نمايان است.
اين تپّه 45 متر طول ,40 متر عرض و حدودا"پنج متر ارتفاع دارد. در جوار ديوارهاي شمالي آتشکده يک حلقه چاه عريض مشاهده مي شود. به گفته اهالي نقبي طويل و عريض رابط آذرفرنبغ و قلعه طين مي باشد.
محمّدحسن خان اعتماد السلطنه(1259-1313 هـ.ق)در جلد اوّل«مرآت البلدان» به نقل قول از ابوالحسن مسعودي صاحب «مروج الذهب» اظهار مي دارد :
«... بعد از ظهور زرتشت مذهب آتش پرستي قوّت و رواج گرفت و چند آتشکده بزرگ در آذربايجان و نيشابور و شهر فسا و بيضا ودر شيراز بنا شد. و بحکم زردشت گشتاسپ آن آتشي را که جمشيد پرستش مي نمود با تجسس و تفحص بسيار درپاي تخت خوارزم يافت و در دارابگرد آتشکده بنا کرده آن آتش را آنجا قرار داد و آن آتشکده تا کنون باقي است و موسوم به«آذرجو» مي باشد يعني آتش چوب .
مغها به آتشي که در اين آتشکده است بيشتر احترام مي کنند تا به ساير آتشکده ها. اگر چه در يکي از تواريخ عجم مستور است که کيخسرو وقتي که قصد تسخير ترکستان کرد آتش متبرک را از خوارزم به ايران آورد. امّ جمعي ديگر را عقيده اين است که انو شيروان آن آتش متبرک را از ترکستان به شهر کاريان که يکي از شهر هاي کوچک کاريان بوده نقل نموده. مغ ها در وقت استيلاي عرب بر عجم از ترس اينکه آتش متبرک در شهر کاريان انطفا يابد آن را به شهر فسا و بيضا نقل کردند.»
کاريان يک شهر کاملا" مذهبي شمرده مي شد و روحانيون علي الاطلاق در آنجا حکومت مي کردند, لهذا زمينهاي بزرگ و حاصلخيز نيز در اختيار آنها بود و ساير طبقات ممتاز اجتماعيد ر اين اراضي نفوذ و دخالت چنداني نداشتند؛ خود روحانيان نيز به سه طبقه موبدان, مغان و هيربدان تقسيم مي شدند. رئيس وپيشواي موبدان را« موبدان موبد» ميگفتند که به عنوان نماينده موبدان در دربار اقامت داشته, عزل و نصب عمّال ديني را متعهّد بوده و احکام مذهبي را صادر مي کرده است .
موبدان موبد, مهتران دبيران و سپهبدان شاه را انتخاب نموده و بر تخت سلطنت مي نشاند ند. شاهان ساساني هنگامي که با مشکلي مواجه مي شدند و يا موقعي که پيروزي نصيبشان مي گرديد, به زيارت آتشکده ها شتافته و زر و زيور و اموال و املاک و اراضي و برده هاي فراواني بر آنها وقف ميکردند.
آتشکده ها از عوام مردم نيز تحت عناوين مختلف اخذ مال و منال مي کردند. اين موجبات طبقه روحانيون را به يک قدرت فوق العاده و دخالت کننده در همه امور اقتصادي و اجتماعي تبديل کرده بود, شاه نطز از
بيم اعتزال و بي التفاتي اين گروه دائم با آنان ارتباط قريبانه داشته و مطيع بي چون و چراي اوامر و دستوراتشان بود.«مغان»از روحانيون درجه اي پائين تر بودند که در ولايات و دهات و شهر هاي کوچک
اداره امور قضايي و ديني را بر عهده داشتند, آنها صدقات را جمع آوري کرده و مردمان را در قبال جرائم به پرداخت جريمه و دادن کفّاره وادار مي ساختند. کار اصلي«هير بدان» نگهداري آتش و آتشکده و انجام مراسم مذهبي و ديني بوده است .نماينده هيربدان را«هير بدان هير بد» ميگفتندکه دردربار زندگي ميکرد.
در آن زمان زراعت و آبياري انها توسّط قنات هايي صورت مي گرفته که به صورت پيچيده و عملي طرّاحي شده بودند. اين قنات ها هنوز هم وجود دارند و تغيير چنداني نکرده اند.
رشته قنات هاي کاريان مادر چاه آن در دامنه کوههاي جنوبي کاريان و مظهر آن تقريبا" در وسط اراضي مزروعي واقع گرديده است و با روستاي کاريان حدود 2 کيلو متر و با نزديکترين نقطه درياچه فصلي کاريان حدود 1200 متر فاصله دارد. اين رشته قنات از يک خط ممتد طولاني و سه شاخه کوتاه تشکيل شده است. طول رشته قنات به غير از سه شاخه مذکور 6200 متر و هر کدام از شاخه ها قريب 1200 متر درازا دارد. مجموعا" اين رشته قنات ها 9800 متر مي شود.
بررسي تاريخ قبل و بعد از اسلام کاريان نشان مي دهد که مهمترين محصول درختي اين شهر«طين» يا انجير بوده است. سراسر کوه هاي کاريان سرشار از انجير هاي وحشي ومضعف بوده و قلعه مستحکم کاريان نيز بر فراز يکي از اين کوه هاي طين قرار داشته است. تقريبا" عموم مورّخين و جغرافي دانان مسلمان در نوشته هاي خود همواره کلمه کاريان را با طين توام ساخته و بدين وسيله به آن شهرتي جهاني بخشيدند. تا قرن هفتم هجري طين يکي از مهمترين محصولات صادراتي کاريان به شمار مي رفته و کم کم به دلايل مختلف اهميّت خود را از دست داده است.
ابو عبداللّه ياقوت حموي که در قرن هفتم هجري مقارن با حمله قوم مغول به بلاد اسلامي مي زيسته از آخرين کساني است که در کتاب مشهور خود«معجم البلدان» از انجير کاريان ذکري به ميان مي آورد.
پس از ايشان به ندرت نويسندگان اسلامي اين موضوع را ياد آور شده اند .
جمع أوري توسط: مسعود هرمي
* براي اطلّاع از منابع اين تاريخنامه لطفا" با webmaster تماس بكيريد.